X
تبلیغات
کوتاه یا کچل کردن موی زنان و دختران
کوتاه یا کچل کردن موی زنان و دختران
 
سلام من بعد از ۲ ماه اومدم آپ کنم. اومدم اعتارف کنم به همه چی.  این چیزایی که می نویسم دیگه راست راسته.

اسم من مریمه. از تهرانم. این چیزایی که نوشتم راسته اما برای من اتفاق نیفتاده. یکی از همسایه هامون به دختراش میگه که باید چادر سرتون کنین. ۴تا دخترن همه شون قبول میکنن مجبوری جز یکی. مهون جوری میره بیرون میاد خونه باباش میگیره کتکش میزنه و میبینه که دخترش موهاشو بیرون گذاشته میگیره با ژیلت همه رو میتراشه. منم اونو دیدم و فکر ساختن این وبلاگ رو کردم. حالام قصد دارم دیگه واقعا چیزهای راست رو بگم. میخوام دوباره وبلاگ رو ادامه بدم. اون کسایی هم که میگفتن این وبلاگ ساخت پسره و این چیزا هم چت کردم باهاشون همه شون دنبال این بودن که باهام حرف سکس بزنن. می بینم که وبلاگ هایی هم هستن که از این جا همه چیرو کپی کردن. خیلی ها هم که پسرن رو برای این که احساسات جنسی شون راحت بشه میان با اسم دختر خاطره دروغی تعریف می کنن. همه وبلاگ ها از هم دیگه کپی می کردن به جز یه وبلاگ که خودم با نویسندش چت کردم. بهم گفت در حال احداثه وبلاگش هروقت کامل شد میترکونه. منم کمکش می کنم. در ضمن اینم بگم من یه دختر خوشگلی هستم که اکثر زیبایی ام برای موهامه از وقتی که این وبلاگو زدم تصمیم گرفتم موهامو کوتاه کنم هر چقدر که شد. منتظر نظراتتون هستم

پی نوشت ۱ : من دیگه دروغ نمیگم - از من نخواید که عکسمو بدم چون خیلی آدم سوئ استفاده گر تو این وبلاگ هست - اون وبلاگی هم که می گفتم اینه : www.bald.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط رومینا در پنجشنبه هفتم شهریور 1387  |
 
سلام بچه ها ممنون که این همه مدت این همه نظر گذاشتید من به خاطر امتحانات و قطع برق نتونستم زیاد بیام. اما الان امتحاناتم تموم شد دعا کنید که بالای ۱۸ بشم اگه نشم می دونین که چی میشه؟ با رامتین داشتم چت می کردم یه پیشنهادی داد که من بدم نیومد. گفتش اکه میخوای این وبلاگو چند نفره ادامه بدیم. منم دیدم نمی رسم هر دوتا وبلاگ رو با هم آپ کنم برای اینم قبول کردم و از امروز اونم یه نویسنده وبلاگ به حساب میاد. ورودشو خوش آمد می گم و براش آرزوی موفقیت می کنم. در ضمن هر کی که خواست به نویسنده ها اضافه شه به من بگه که بعد از اینکه دیدم واقعا تو کامپیوتر وارده با هم شروع به کار می کنیم.
|+| نوشته شده توسط رومینا در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
 چند تا عکس دیگه
|+| نوشته شده توسط رومینا در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387
 مخصوص فرشاد

سلام این پست رو مخصوص فرشاد نوشتم. بهم ایمیل زده بود که اینو براتون بنویسم. منم همین کارو می کنم. کل جریان از زبون فرشاده:

سلام میگن تو زمان مصریان باستان زنای مصری واسه تحریک احساسات جنسی  شوهرشون سر شون رو از ته میتراشیدن این مطلب رو می تونید تو کتاب سینوهه بخونید خلاصه منم چند سالی هست که فهمیدم  مثل ملکه های مصری از کچل کردن دختر فوق العاده لذت میبرم حتی شباهم با دیدن خواب دخترای کچل هورمونام تحریک میشه و خارج میشه  خلاصه این موضوع رو به دوست دخترم گفته بودم. بهش میگفتم شیوا من شبا خواب میبینم که دارم کچلت میکنم اونم فقط میخندید تا اینکه تصمیم گرفتم کچلش کنم اولش مخالفت می کرد اما خدا رو شکر شیوا دختر نترس و پر دل و جراتی بود بهم گفت باشه اشکال نداره دوست دارم بیبینم چه شکلی میشم  بالاخره قبول کرد هفته ی بعدش خونوادم همشون قرار شد برن یزد پس قرار شد25 اسفند بیاد خونمون البته بهش قول دادم  که از حد خودم تجاوز نکنم  احساس می کردم هفت روز بیشتر به تحقق بزرگترین آرزوم نمونده خلاصه 25 شد  ساعت 3 بعد از ظهر اومد اولش روسریشو باز کرد و موهای شلاقیش که تا وسط کمرش می رسید و باز کرد خیلی داشت بهم خوش میگذشت تا اینکه رفتیم تو اتاقم و نشست رو صندلی کامپیوترم از کیف لوازم آرایشم پیشبندو در آووردم و بستم دور گردنش یه خورده با موهاش بازی کردم و ماشین گذاشتم تو برق و روشنش کردم صداش مستقیم به قلبم میزد شیوا هم اصلا ناراحت نبود و از شوقش جیغ میزد.از پشت سر بوسیدمش و یهو ماشین اصلاح و گذاشتم رو سرش  و از وسط چتریاش تراشیدم تا وسط سرش  شیوا مات و مبهوت مونده بود منم همینطور ماشین رو سرش میتابوندم یه طرفشو کامل زدم و قلبم همینطور دوب دوب میکرد انصافا خیلی بهش میومد اونطرفشم کچل کردم و وقتی تمام شد با match3  سرشو تیغ کشیدم  آخرش هم یه جوراب شلواری زنبوری و پیرهن زنبوری(منظورم لباس توریای درشته) که واسش خریده بودم و پوشید و با هم چند تا عکس گرفتیم.البته من از اول تا آخرش دوربین فیلمبرداری روشن گذاشته بودم که میخواستم بذارمش تو youtube.com اما شیوا قبول نکرد اما سعی میکنم عکساشو  بدم به رومینا جون تا بذاره تو وبلاگش.شیوا از قیافش خیلی راضی بود و گفت فرشاد تا وقتی با همیم هر وقت خواستی موهام مال تو منم از تشکر کردم و برای شام  رفتیم بیرون

|+| نوشته شده توسط رومینا در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
 جریان کچل کردن من

سلام. خیلی ها به من گفته بودن که جریان کچل کردنتو برامون تعریف کن. منم تو این پست میخوام کچل کردنمو مو به مو البته اگه یادم باشه براتون سرح بدم.

من از او دسته آدمایی هستم که خیلی به تیپم اهمیت میدم. تا قبل از اینکه تو این مدرسه برم، موهای بلند، مانتوی کوتاه و تنگ، آرایش غلیظ و این جور حرفا داشتم. همیشه خدا نصف موهام بیرون بود.

من از اول عمرم تا قبل از دبیرستانم فقط یکبار اونم زمانی که 4 سالم بود موهام پسرونه زدم. بقیه اوقات همیشه موهام بلند بود. حتی زمانی که دوم راهنمایی بودم موهام به کمرم رسید. اما تو این مدرسه مجبور شدم مانتوی تنگ رو بزارم کنار و موهای تا کمرم رو کچل کنم. حالا به شرح موضوع می پردازم.

همون طور که می دونید ناظم مون گفت باید موهامون کوتاه باشه. برای همین یه آرایشگاه معرفی کرد که بریم اونجا موهامونو بزنیم. 2 مهر بود که رفتم اون آرایشگاه. فکر میکردم الان با یه آرایشگاه مدرن روبرو میشم که دیدم انباری یه خونه ست. امکاناتشم خیلی پایین بود حتی آینه نداشت! ساعت 3 رفتم هیچ کس نبود. تا رفتم یه خانومی که به زور 20 سالش میشد اومد گفت چه مدلی بزنم. گفتم : نمیدونم از مدرسه سمیه اومدم. اونم گفت : فهمیدم.

بعد رفت یه پیشبند قرمز رنگ رو آورد بست دور گردن من. موهامو شونه کرد و یه دفعه ماشین اصلاح رو ورداشت موهامو در عرض 5 دقیقه پسرونه کرد. البته من خودم نمی دیدم داره چیکار میکنه. فقط می دیدم که داره موهای نازنینم می ریزه زمین. بعد از یه مدت یه قطعه ای اضافه کرد به موزر و با اون موهامو زد. اول سمت راست بعد پشت کله و بعد سمت چپ. بعد از همه اینا یه قیچی ورداشت چتری هایی که نزدیک به 3 ماه بود نزده بودمشون از پیشونی کوتاه کرد. بعد از اونم با قیچی کل موهایی که کوتا نشده بودن رو کوتاه کرد. بعد خواست پیشبندو باز کنه که پشیمون شد. دوباره ماشینو ورداشت تا جایی که موهایم تو شونه جا می شد زد. بعد از 40 دقیقه کار کردن پیشبند رو باز کرد. البته قبلش با تیغ موهای گردنمو زد. بهش گفتم آینه بده ببینم چه جوری زدی. گفت: دیدم چون موهات خیلی بلند بود، برات کم کوتاه کردم. برای دانش آموزای دیگه رو پیشتر کوتاه می کردم. آینه رو داد دستم. خودمو دیدم اشک تو چشمام جمع شد. اون موهای نازنینی که تا پایین تر از آرنجم بودن الان به زور 1 سانت می شدن. یه 2000 تومنی بهش دادم و اومد بیرون. رسیدم خونه روسری مو که ورداشتم مامانم خشکش زد. گفت این چیه دیگه؟ گفتم : مدرسه ایه دیگه. خلاصه به روی خودم نیاوردم که ناراحتم.

البته یگم که زمانی که از آرایش گاه بیرون اومدم روسری مو کاملا کشیده بودم جلو. چون نه چتری داشتم نه موی بلند. از هفته پیشش هم به ابرو هام دست نزده بودم که پر شه تا ناظم ببخشید گهمون چیزی بهم نگه.

راستی بچه من عکسی که موهام کوتاه شده رو تو هاردم دارم ولی بلد نیستم چه جوری از تو هارد عکس بزارم. بهم بگید که چه جوریه تا منم عکسامو بزارم.

|+| نوشته شده توسط رومینا در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
 
فیلم کچل کردن امیلیسلام امروز چندتا لینک فیلم براتون گذاشتم.

کوتاه کردن موی دختری به نام کیت

فیلم 2

|+| نوشته شده توسط رومینا در شنبه چهارم خرداد 1387
 اولین پست!
سلام برای اولین پست چند تا عکس گذاشتم.

 

 

کچل کردن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توی عکس زیر  تمامی آتش نشانای اون ایستگاه موهاشون تراشیده شد. خیلی هام نمی خواستن با گریه این کارو کردند.

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط رومینا در شنبه چهارم خرداد 1387
 
 
بالا